دوباره دوست دارم بروم جایی که هیچکس مرا نشناسد 

با یک چمدان پر از خاطرات 

و یک قلم قرمز 

که هر روز هنگام مرور خاطرات قسمت های مهم را علامت بزنم و دوباره و دوباره آن را مرور کنم تا به یادم بماند خدا زمانی مرا دوست داشته 

/ 2 نظر / 16 بازدید
ایوب

هر روز ساعت دلم را عقب میکشم ، تا خیال کنم ، دیر نکرده ای هنوز

ایوب

هر روز ساعت دلم را عقب میکشم ، تا خیال کنم ، دیر نکرده ای هنوز